تبليغاتX
< مهدکودک و پیش دبستانی ستارگان (پارس_جم)

کمک به کودکان در غلبه بر کمرویی

 

کمرویی چیست؟علت کمرویی چیست؟ نکات مثبت کمرویی ـ نکات منفی کمرویی

 

کمک‌های اولیاء و معلمان به کودکان برای غلبه بر کمرویی:

 

1- با کودکانتان در مورد هنگامی که خودتان کمرو و خجالتی بودید

صحبت کنید

 

2- برای کودکان توضیح دهید که منافع رفتارهای اجتماعی چیست

 

3- هنگامی که کودکان از تعامل با دیگران واهمه دارند با آن‌ها همدلی

نشان دهید

 

4- به کودکانتان برچسب «کمرو بودن» نزنید

 

5- برای رفتارهای اجتماعی کودک هدف‌گذاری کنید و پیشرفت او را

بسنجید

 

6- مدل و الگویی برای رفتار اجتماعی قرار دهید

 

7- کودکان را در معرض موقعیت‌ها و افراد ناآشنا قرار دهید

 

8- کودکان را به تعامل با دیگران وادارید


 

9- به کودکتان برای رفتارهای اجتماعی پاداش دهید

 

10- رفتار اجتماعی دیگران را در جلوی فرزند خود تحسین کنید

 

11- به فرزندتان در تعامل با دیگران کمک کنید

 

12- برای هر کودک کمرو در هر موقعیت مهم، یک جفت پیدا کنید

 

13- کتاب‌هایی را که درباره افرادی است که بر کمرویی یا ترس‌شان

غلبه کرده‌اند، برای کودکتان بخوانید

 

14- جلوی تمسخر کودکان را بگیرید

 

15- به کودکان بیاموزید که هیجاناتشان را به صورت کلامی بیان کنند

 

16- تلاش‌های خود را با دیگران هماهنگ سازید

 

17- اطلاعات خودتان را در مورد کمرویی تکمیل کنید

 

18- با مشاور، روان‌شناس یا روان‌پزشک مشورت کنید

 

منبع:http://ravanyar.com

 

متن کامل مقاله بالا را می توانید در ادامه مطلب مطالعه کنید.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مظلوم در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 ساعت 8:40 موضوع روانشناسی کودکان | لینک ثابت


سبک های دلبستگی

- نظریه دلبستگی جان باولبی

 

 2-  دلبستگی چیست؟
دلبستگی یک رابطه هیجانی خاص است که مستلزم تبادل لذت، مراقبت و آسایش می‌باشد. ریشه پژوهش‌ها در زمینه دلبستگی به نظریه فروید درباره عشق باز می‌گردد امّا غالباً از پژوهشگر دیگری به نام پدر نظریه دلبستگی نام برده می‌شود.
جان باولبی پژوهش‌های گسترده‌ای درباره مفهوم دلبستگی به عمل آورد. او دلبستگی را چنین توصیف کرده است: «ارتباط و پیوند روانی پایدار بین دو انسان» (باولبی، 1969). باولبی با این دیدگاه روانکاوانه موافق بود که تجربیات اولیه کودکی، تأثیر مهمی بر رشد و رفتارهای بعدی در زندگی دارد. به عقیده او، سبک‌های دلبستگی اولیه ما در دوران کودکی و از طریق رابطه کودک / پرستار شکل می‌گیرد.
باولبی همچنین عقیده داشت که دلبستگی دارای مولفه‌ای تکامل یابنده است و به بقای انسان کمک می‌کند. «گرایش به ایجاد پیوندهای عاطفی قوی به افراد بخصوص، یک مؤلفه اصلی طبیعت انسان است.» (باولبی، 1988).

ویژگی‌های دلبستگی
باولبی عقیده داشت که دلبستگی دارای چهار ویژگی مختلف است:

  • حفظ نزدیکی- تمایل به نزدیک بودن به کسانی که به آن‌ها دلبستگی داریم.
  • پناهگاه امن- بازگشت نزد فردی که به آن دلبستگی داریم به هنگام مواجه شدن با خطر یا تهدید.
  • پایه مطمئن- فردی که به آن دلبستگی وجود دارد، پایه مطمئن و قابل اتکایی برای کودک به وجود می‌آورد تا به کشف محیط و جهان پیرامونش بپردازد.
  • اندوه جدایی- اضطراب ناشی از عدم حضور فردی که به آن دلبستگی وجود دارد.

2- ارزیابی «وضعیت عجیب» آینزوُرث

 

1- کودک و والد(پدر یا مادر) در یک اتاق تنها هستند.

 

2- کودک به کشف اتاق بدون مشارکت والد می‌پردازد.

 

3- غریبه‌ای وارد اتاق می‌شود، با والد صحبت می‌کند و به کودک نزدیک می‌شود.

 

4- والد به آرامی اتاق را ترک می‌کند.

 

5-والد باز می‌گردد و کودک را آسوده خاطر می‌سازد.

 
منبع:http://www.ravanyar.com
 
بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط جلالی در یکشنبه شانزدهم دی 1386 ساعت 21:28 موضوع روانشناسی کودکان | لینک ثابت


بازی، حیات كودك

 

بازی و رشد

محركی چون بازی بر رشدِ شناختی، عاطفی، اجتماعی و فیزیكی كودك تأثیر بسزایی دارد. تحقیقی نشان داده است، محیطی كه كودك در آن شانس بازی ندارد، چه تأثیراتی بر او می گذارد؟  تعدادی از این كودكان در محیط هایی كاملاً ایزوله زندگی كردند حتی تختهایشان طوری قرار داشت كه بچه های هم اتاقی شان را نمی دیدند. یعنی نه تنها نمی توانستند با یكدیگر بازی كنند بلكه حتی از داشتن ساده ترین اسباب بازی هم محروم بودند. بچه های دو ساله مانند بچه های ده ماهه رفتار می كردند، قادر به راه رفتن و حرف زدن نبودند و حتی مانند آنها تغذیه نمی شدند، هیچ یك در مورد دستشویی رفتن هم آموزشی ندیده بودند. آنها وقتی بزرگترها نزدیكشان می رفتند گریه می كردند و نیز مستعد انواع بیماری های كودكان بودند. برای همه بچه های هشت ساله فقط یك مراقب وجود داشت، اوبه قدری گرفتار بود كه نمی توانست، توجه لازم را به هریك داشته باشد.

برعكس، بچه های مهد كودك به اسباب بازی علاقه نشان می دادند و با آنها بازی می كردند، با بزرگترها ارتباط نزدیك داشتند؛ از بودن در كنار كسانی كه در مجاورتشان بودند لذت می بردند. مادرانشان هر روز با كودكان خود بازی می كردند، آنها را در آغوش می گرفتند، غذا می دادند، حمام می كردند، تعجبی ندارد كه این كودكان در سن دو سالگی می توانستند راه بروند، صحبت كنند و به تنهایی غذا بخورند. بچه هایی كه در مهد كودك نگهداری می شدند، در همه زمینه ها با بچه هایی كه در خانواده رشد كرده اند، برابری داشتند. در این پژوهش اهمیت بازی به همراه پرستار مهربان آشكار شد، چه او مادر باشد یا مربی مهد كودك. هیچ زمانی جز سالهای اولیه زندگی، بازی تأثیر خود را نشان نمی دهد. پس توجه به سالهای كودكی و تأثیر بازی، ضرورت بسیاری دارد.

كودك هنگام بازی می تواند كشف كند چه كسی است و چه توانایی هایی دارد، دنیا چیست و چگونه خود را باید با محیط هماهنگ كند. به راستی بازی می تواند به كودك اعتماد به نفس دهد، بازی كردن بچه ها راهی است به سوی شكل گیــری شخصیتـی سالم و مفید. در نتیجه برای این كه كودك در آینــده، زندگی خوب و بالنده ای  داشته باشد، فرایند بازی بسیار ضروری است.

بقیه مقاله در ادامه مطلب

منبع:  http://www.tebyan.net/Social/House_Family/Child/Game   


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مظلوم در چهارشنبه هفتم آذر 1386 ساعت 0:6 موضوع روانشناسی کودکان | لینک ثابت



ADHD چیست؟ (نقص توجه / بیش فعالی)

دکتر مصطفی نجفی

فوق تخصص روان‌پزشکی کودک و نوجوان

 
 
   
 

تعریف
ADHD اختلالی است که در آن پر تحرکی، بی‌توجهی و رفتارهای ناگهانی بیشتر و شدیدتر از کودکان دیگر وجود دارد. 3 تا 5 درصد کودکان به این اختلال مبتلا هستند و در پسرها شایع‌تر است. ممکن است در بعضی بیشتر علائم پر تحرکی و رفتارهای ناگهانی و در گروهی علائم بی‌توجهی بیشتر دیده شود. علائم این بیماری قبل از 7 سالگی شروع می‌شود ولی اغلب در دوران مدرسه مشکلات جدی ایجاد می‌گردد.

علت
این بیماری سالهاست که شناخته شده و عوامل متعددی در ایجاد آن نقش دارند. به نظر می‌رسد علت آن بیشتر به نقص در تکامل سیستم اعصاب مربوط باشد. کودکان مبتلا احتمالا در قسمت‌هایی از مغز که مسؤول توجه، تمرکز و تنظیم فعالیت‌های حرکتی می‌باشد دچار نقص جزئی هستند. توارث و ژنتیک در این اختلال نقش دارد. همچنین در بعضی موارد در جریان حاملگی یا زایمان یا پس از آن صدمات جزئی به ساختمان مغز وارد می‌شود که می‌تواند باعث این مشکل گردد.  

علائم
مشکل اصلی کودکان ADHD عدم توانایی آنها در حفظ و تنظیم رفتارشان است، در نتیجه اغلب نمی‌توانند رفتار مناسبی که لحظه به لحظه با شرایط محیط هماهنگ باشد نشان دهند. خوابیدن و غذا خوردن آنها منظم نیست به نظر می‌رسد در همه چیز دخالت می‌کنند و مراقبت دائمی نیاز دارند. از نظر هیجانی ثبات ندارند، ناگهانی می‌خندند یا گریه می‌کنند و رفتارشان غیر قابل پیش‌بینی یا ارزیابی است. سریع از کوره در می‌روند و نمی‌توانند پیامدهای رفتارشان را پیش‌بینی یا ارزیابی نمایند. در فعالیت‌های خطرناک شرکت می‌کنند و احتمال صدمه دیدن آنها زیاد است. قبل از فکر کردن عمل می‌کنند، قبل از پایان سوال جواب می‌دهند، اشیا را پرتاب می‌کنند و ناخواسته به دیگران صدمه می‌زنند، پر فعالیت و پر تحرک هستند، هر لحظه در حال رفتن هستند، انگار موتوری درون بدن آنهاست که آنها را به حرکت دائمی مجبور می‌کند، نمی‌توانند آرام بنشینند و بی‌قرار هستند. اختلال تمرکز در این کودکان در کارهایی که فعالیت دائم و جدی مغزی را لازم دارد مشهودتر است. آنها ممکن است در تماشای تلویزیون، بازی با کامپیوتر و فعالیت‌های لذت‌بخش با کودکان دیگر تفاوتی نداشته باشند ولی در کارهایی که فعالیت مداوم مغزی و تمرکز لازم دارد (انجام تکلیف درسی) تفاوت آنها با کودکان دیگر نمایان می‌شود. به نظر می‌رسد مغز آنها اطلاعات محیطی را بیش از حد لازم می‌گیرد، یعنی در انتخاب توجه به اطلاعات ضروری و بی‌توجهی و حذف اطلاعات غیر ضروری ضعف دارد. رعایت قوانین منزل و مدرسه برای آنان مشکل است و برای پیروی از قوانین توجه بیشتری لازم دارند. در انجام تکلیف مدرسه، تمرکز روی درس، رعایت قوانین مدرسه و داشتن روابط اجتماعی مناسب با همکلاسی‌ها مشکل دارند. برای رسیدن به اهداف درازمدت برنامه‌ریزی نمی‌کنند.

عوارض
رفتارکودکان ADHD روی عملکرد آنها در خانواده، اجتماع مردم و مدرسه تاثیر سوء می‌گذارد و باعث واکنش‌های منفی اطرافیان، خانواده، کادر مدرسه و همسالان می‌شود. این رفتارها مشکلات جدی در مدرسه و اجتماع ایجاد می‌کند و باعث کاهش اعتماد به نفس و احساس بی‌کفایتی در این کودکان می‌گردد. ممکن است آنها از مدرسه و اجتماع متنفر گردند. کودکان طبیعی به خاطر رفتارهای مناسب و موفقیت‌های تحصیلی و اجتماعی زمینه زیادی برای تشویق شدن دارند و همین تشویق‌ها موجب پرورش اعتماد به نفس و عزت نفس در آنها می‌شود ولی کودکان دچار ADHD کمتر به این موفقیت‌ها دسترسی پیدا می‌کنند. کودکان ADHD ممکن است به صورت ثانویه دچار اختلالات ارتباطی، مشکلات تحصیلی، اضطراب، افسردگی و بزهکاری شوند.

سیر
سیر ADHD متنوع است. بهبودی درصورت وقوع معمولا بین 12 تا 20 سالگی رخ می‌دهد و بهبودی قبل از 12 سالگی نادر است. گاهی علائم در بلوغ بهبود یافته و گاهی نیز تا بزرگسالی ادامه می‌یابد. با افزایش سن پر تحرکی کمتر شده ولی اختلال تمرکز و رفتارهای ناگهانی می‌تواند باقی بماند. در 15 تا 20 درصد موارد علائم همراه با افزایش سن ادامه می یابد. بدون درمان تنها یک سوم تا نصف کودکان دچار ADHD می‌توانند با علائم خود در زندگی سازگار و منطبق باشند و بقیه مستعد بروز مشکلات ثانویه خواهند بود.

  درمان
درمان هایی که برای کودکان ADHD به کار می رود می توانند به چهار گروه تقسیم گردد :

  •   آموزش والدین
  •   آموزش آموزگاران
  •   استفاده از کلاس‌های مخصوص
  •   درمان دارویی و درمان‌های روان‌شناختی

آموزش والدین و معلمین بخش مهمی از درمان را تشکیل می‌دهد و شامل دو بخش است.

  • آموزش برای شناخت بیماری
  • آموزش برای به‌کارگیری روش‌های درمانی  

والدین باید این بیماری را به عنوان یک نقص خفیف در مراحل اولیه رشد مغز دانسته و به کودک خود به دید کودکی تنبل، نافرمان، شرور و فضول که اگر بخواهد می‌تواند رفتاری طبیعی داشته باشد نگاه نکنند، بلکه او را کودکی بدانند که تلاش می‌کند با ناتوانی خود که خارج از کنترلش است، کنار بیاید.  

والدین باید راه‌های دیگری برای تشویق، تقویت اعتماد به نفس و ایجاد احساس موفقیت در کودکشان بیابند. فعالیت‌های ورزشی، هنری، فنی، اجتماعی می‌تواند فرصت‌هایی برای نمایان کردن توانایی‌های این کودکان ایجاد نماید. این فعالیت‌ها بالطبع تشویق بیشتری به دنبال داشته و می‌تواند آثار منفی حاصل از تجربه‌های بد قبلی (شکست‌ها، طرد شدگی، تنبیه‌ها و ...) را بکاهد و جایگزین آن گردد. البته والدین نباید تصور کنند که کودکانشان به دلیل این ناراحتی مسؤول اعمال نامطلوب و خلاف خود نیستند، بلکه کودک می‌باید اینگونه رفتارها را جبران کند. برای اینکه کودکان ADHD قوانین را بیاموزند و از آن پیروی نمایند لازم است قوانین را برای آنها واضحتر، در فواصل کمتر و دفعات بیشتر بیان کنیم و سیستم تشویق و تنبیه قوی‌تری را با آن همراه نماییم.  

برخورد مناسب با کودکان دچار ADHD به زمان، پشتکار، کوشش، مداومت و همکاری و هماهنگی زیادی نیاز دارد و به همین دلیل مربیان و والدین باید همواره روحیه‌ای با نشاط، شاداب، طنزپرداز و شوخ طبع را در خود حفظ نمایند.

منبع:http://www.ravanyar.com


 

نوشته شده توسط مظلوم در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 ساعت 8:42 موضوع روانشناسی کودکان | لینک ثابت


ترس و اضطراب در کودکان



سیدمحمدحیدر حسینی موسوی

دانشجوی کارشناسی ارشد روان‌شناسی کودکان اسثنایی

 

 


 

 

 

 

 

کودک و ترس
شب شده است و مادر باران با نگاهی معنی‌دار به او می‌فهماند که باید برای خوابیدن به اتاقش برود و آماده خواب شود. هر چه سعی می‌کند که به روی خودش نیاورد و همراه پدر و مادرش بماند فایده‌ای ندارد.
درِ اتاق تاریک باران باز می‌شود، مادر چراغ را روشن می‌کند ولی باز هم ترسناک است، توی کمد، زیر تخت، پشت پنجره ...
مامان، مامان می‌شود نروی، این جا بمان. می‌شود من بیام پیش شما بخوابم. نه باران جان تو باید توی اتاق خودت و سرجایت بخوابی. بیا نگاه کن توی کمد و زیر تخت هیچی نیست.
وقتی رفتی م‌یان، تورو خدا، تورو خدا
اشک گوشه چشمش جمع شده و لب و لوچه‌اش را هم ورچیده‌اس.
مادر طاقت نمی‌آورد و ...

ترس چیست؟
ترس واکنشی است طبیعی، لازم، مهم و مفید در صورتی که به طور کامل کنترل و به طور منطقی تعبیر شود باعث می‌شود که شخص در مواجهه با مشکلات بیشتر احتیاط کند. واتسون پایه‌گذار مکتب رفتارگرایی عقیده دارد که ترس یکی از صد غریزه یا انگیزه‌‌ای است که انسان با آن به دنیا می‌آید.
ترس یکی از پدیده‌هایی است که نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای در تکامل انسان ابتدایی داشته است، همچنین در شکل‌گیری و توضیح شخصیت انسان و در روابط اجتماعی، ترس جزء یکی از فاکتورهای اساسی محسوب می‌شود.
هنگامی که ما ترس را تجربه می‌کنیم، دستخوش تغییرات بدنی و هیجانی گوناگونی می‌شویم که پاسخ ترس را تشکیل می‌دهند. پاسخ ترس دارای چهار عنصر است:

1- عناصر شناختی (انتظار آسیب قریب‌الوقوع)

2- عناصر بدنی (واکنش اضطراری بدن به خطر، به علاوه تغییرات موجود در ظاهر ما)

3- عناصر هیجانی (احساس دلهره و وحشت‌زدگی)

4- عناصر رفتاری (گریه، جنگ، گریز، در جای خود خشک شدن)

اضطراب چیست؟
اضطراب نیز همان چهار مولفه ترس را داراست ولی با یک تفاوت مهم، مولفه  شناختی ترس، انتظار خطری واضح و بخصوص است در حالی که مولفه شناختی اضطراب، انتظار خطری مبهم است.

ترس و اضطراب در کودک
آیا ماهیت ترس و اضطراب در کودکان همانند بزرگسالان است؟ آیا ترسی که در بزرگسالی باقی‌مانده،  ترس حل نشده در دوران کودکی است؟ و ....
جواب این سوالات را با هم در مروری بر ترس و اضطراب خواهیم داد.

بقیه مقاله در ادامه مطلب

منبع:http://www.ravanyar.com


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مظلوم در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 ساعت 7:51 موضوع روانشناسی کودکان | لینک ثابت


مهارت‌های فرزندپروری



دکتر مصطفی نجفی

فوق تخصص روان‌پزشکی کودک و نوجوان

 
 
 

 

 

 

پدر و مادر عزیز آیا برای تربیت فرزندانتان دانشی آموخته‌اید؟ یا مهارتی کسب نموده‌اید؟ برای تربیت سازنده فرزندان مهارت‌هایی وجود دارد که با استفاده ار آن‌ها در روند مراقبت از کودکانتان می‌توانید نقش اساسی در رشد آن‌ها داشته باشید.  

1) به رفتارهای کودک‌تان با دقت توجه کنید
بسیاری از والدین توجه کمی به آنچه که در خانه اتفاق می‌افتد دارند و به همین دلیل ممکن است مشکلات را بیشتر و مهم‌تر و بالعکس کمتر و کم اهمیت‌تر از آنچه که هست ارزیابی کنند. برای مثال: کودکان گاه‌گاهی نق می‌زنند به‌ویژه، در زمان خستگی، بیماری و یا تغییرات محیط، اگر والدین خود خسته و ناراحت باشند ممکن است این مشکل را خیلی بزرگ جلوه دهند. گاهی بالعکس، کودکی که مرتباً با همسالانش دعوا می‌کند والدین بی‌توجهی کرده و آن را طبیعی می‌دانند و هیچ اقدامی نمی‌کنند.
با توجه نمودن به رفتارها و یادداشت کردن آن‌ها و اینکه چند بار در روز اتفاق می‌افتد بهتر می‌توانید بفهمید که آیا کودک‌تان مشکل دارد و آیا نحوه برخورد شما برای حل مشکل مفید است یا نه؟

2) چگونه می‌شود رابطه بهتری با فرزندتان داشته باشید؟

  • اوقات خوبی را با فرزندتان بگذرانید
    معمولاً والدین زمان بسیار کمی را با فرزندشان می‌گذرانند و بیشتر مواقعی که به ظاهر با بچه‌ها هستند، اغلب به فعالیت دیگری مشغول هستند. بهتر است در طول روز و به‌طور مکرر زمان‌هایی را با کودک‌تان بگذرانید. زمان‌های کوتاه (برای مثال 1 تا 10 دقیقه) مفیدتر است. مثلاً وقتی که کودک به شما مراجعه می‌کند تا چیزی بپرسد و یا چیزی می‌خواهد، بهترین زمان برای توجه به کودک است.
  • با کودک‌تان صحبت کنید
    در مورد چیزهایی که فرزند شما به آن علاقه دارد صحبت کنید. صحبت با کودک به او کمک می‌کند که سخن گفتن را یاد بگیرد، مهارت‌های اجتماعی و گفتگو کردن را بیاموزد و اعتماد به نفسش افزایش می‌یابد.
  • احساسات خود را به کودک‌تان نشان بدهید
    فرزندتان را بغل کنید، لمس کنید، در آغوش بگیرید، ببوسید، ماساژ دهید، قلقلک بدهید. این کارها به کودکان کمک می‌کند که از مورد توجه بودن و مورد محبت واقع شدن احساس آرامش کنند و رابطه عاطفی آن‌ها محکم‌تر شود.

3) اگر مایلید فرزند شما رفتار مطلوبی انجام دهد،  مهارت‌های تشویق کردن را بیاموزید
رفتار مطلوبی را که می‌خواهید کودک‌تان انجام دهد دقیقاً مشخص کنید (برای مثال «داشتن نظم» برای کودک مبهم است، به جای آن می‌توانید از کودک خود بخواهید مثلاً اسباب‌بازی‌ها را در محل خودش قرار دهد).
در هر نوبت یک رفتار را انتخاب کنید و وقتی فرزند شما آن رفتار را به‌صورت خودکار انجام می‌داد روی رفتار دیگری تمرکز کنید.
از روش‌های گوناگون تشویق کردن استفاده کنید. تشویق‌های شما می‌تواند کلامی باشد (برای مثال: آفرین دخترم من واقعاً از این که بعد از اتمام  بازی اسباب‌بازی‌هایت را مرتب کردی، خوشحالم) یا تشویق‌های غیر کلامی مثل لبخند زدن، چشمک زدن، بغل کردن، و ... که کودکان از آن لذت می‌برند. اگر از تشویق مادی (خرید یک وسیله) استفاده می‌کنید دقت کنید آن وسیله گران نباشد ولی مورد علاقه فرزندتان باشد. حتماً بعد از اینکه کودک‌تان رفتار مطلوب را انجام داد آن را تهیه کنید و  به وعده خود عمل کنید.
اگر در تشویق کردن فرزندتان برای انجام یک رفتار مطلوب ناموفق هستید با متخصص مشورت کنید.

4) رفتار و مهارت‌های جدید را به کودکانتان آموزش دهید
برخی از والدین تصور می‌کنند کودکان با گذشت زمان و وقتی بزرگتر می‌شوند یاد می‌گیرند چگونه در هر موقعیتی رفتار کنند. در حالی‌که برای یادگیری هر مهارت جدید لازم است والدین آموزش دهند، با فرزندشان تمرین کنند، کودک خود را تشویق نمایند و خود الگوی خوبی در این زمینه باشند.

5) چگونگی برخورد با رفتار نامطلوب فرزند
کودکان خواسته‌های زیادی دارند که انجام همه آن‌ها مقدور نیست و یا برخی از این خواسته‌ها پسندیده نیستند. بنابراین همه کودکان لازم است که حدود و قوانین را یاد بگیرند و ناکامی و ناراحتی خود را هنگامی که به خواسته‌هایشان نمی‌رسند کنترل کنند. مدیریت این رفتارها برای والدین ممکن است پردردسر باشد، اما روش‌های مثبت و موثری وجود دارد که به کودکان کمک می‌کند کنترل بر خویش (خویشتنداری) را یاد بگیرند.
روش‌های مختلفی برای اداره مشکلات رفتاری کودکان وجود دارد. والدین با تمرین این شیوه‌ها فرصت خواهند یافت که در هر شرایطی روش مناسب را برگزینند.

6) چگونگی  مدیریت رفتارهای نامطلوب کودکان در خارج از خانه
کودکان ممکن است در خانه مشکلی نداشته باشند ولی در موقعیت‌های دیگری مثل مهمانی، فروشگاه، مطب پزشک و یا مسافرت مشکلاتی را به‌وجود آورند.
از قبل آماده باشید و چنین موقعیت‌هایی را در خانه و خارج از خانه تمرین کنید.
انتظاراتی را که از کودک خود دارید از قبل مشخص کنید و برای او توضیح دهید (برای مثال امروز که می‌رویم فروشگاه می‌خواهم که دست منو بگیری و از من دور نشوی)
فعالیت‌های سرگرم‌کننده‌ای برای کودک در آن موقعیت خاص فراهم کنید (مثلاً بردن اسباب‌بازی مورد علاقه کودک).

7) تسلط بیشتر بر اوضاع
والدین عزیز هر روز حوادث و مسائلی در زندگی شما پیش می‌آید که ممکن است تعادل شما را دچار اشکال کند. نمی‌توانیم از وقوع بعضی حوادث جلوگیری کنیم ولی می‌توانیم خود را برای مقابله با چنین حوادثی آماده کنیم. می‌توانیم فکر، احساس و رفتارمان را طوری تنظیم کنیم که آسیب کمتری ببینیم. ابتدا موقعیت‌های دشوار را مرور کنید و مهارت‌هایی که برای برخورد با آن‌ها لازم است تمرین کنید. توانایی‌ها و ضعف‌های خود را بشناسید. اگر مشکلاتی در زندگی شما هست همین امروز برای حل آن اقدام کنید.

8) دست‌یابی به روحیه بهتر
هنگامی که یک اتفاق ناگوار برای شما می‌افتد، افکار منفی از ذهن‌تان می‌گذرد. این افکار ممکن است در همان موقع باورکردنی باشند اما اگر بعداً راجع به آن فکر کنید به نظرتان غیرواقعی، مبالغه‌آمیز و حتی خنده‌دار بیابند. اما در همان زمان این افکار باعث ناراحتی و نگرانی بیشتر شما می‌شود و موجب می‌شود که شما تصمیمات درستی نگیرید و حتی مشکل‌تان بدتر شود. افکار منفی را شناسایی کنید (مثل من همیشه خراب می‌کنم). در گفتگو با خود عبارت مثبت در جهت سازگاری بیشتر استفاده کنید. (مثل می‌توانم این مشکل را حل کنم) و با افکار منفی مبازره کنید (گاهی خراب می‌کنم ولی بیشتر اوقات خوب عمل کرده‌ام) یاد بگیرید که چگونه خودتان را در شرایط سخت آرام نگه دارید. برای موقعیت‌هایی که احتمال دارد مشکلی پیش بیاید برنامه‌ریزی کنید و آماده باشید.

9) تقسیم  مسئولیت‌ها
پدر یا مادر بودن وظیفه دشواری است و اگر پدر یا مادر هر کدام بخواهند به تنهایی این مسئولیت را بپذیرند دچار خستگی و ناامیدی خواهند شد. یاد بگیرید از دیگران کمک بخواهید با همسرتان کارها را تقسیم کنید در مورد مشکلات پیش آمده حرف بزنید. اگر تا حالا چنین کاری نکرده‌اید ممکن است در ابتدا همسر و سایر اطرافیان به راحتی تقاضای شما را نپذیرند چون آنان عادت کرده‌اند که شما به تنهایی همه کارها را انجام دهید.

منبع:http://www.ravanyar.com


 

نوشته شده توسط مظلوم در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 ساعت 7:40 موضوع روانشناسی کودکان | لینک ثابت


اندرز شماره یک

۱-لازمه کار با کودک داشتن صبر و حوصله فراوان و از کوره درنرفتن است.

۲- لازمه کار با کودک خودشناسی و خودآگاهی و شناختن احساسات و انتظارات خود نسبت به کودک است.(بیایید خود را بشناسیم) 

۳- لازمه کار با کودک خسته نشدن است. اگر می خواهید از کارتان خسته نشوید باید عاشق کارتان باشید. (بیایید عاشق کارمان با کودک باشیم) 

 

۴- لازمه کار با کودک دانا بودن به احوال کودک است. اگر می خواهید در کار با کودک توانا شوید بیایید به مطالعه کتابهای تعلیم و تربیت کودک و روانشناسی کودک بپردازید. 

۵- لازمه کار با کودک  داشتن صداقت و صمیمیت است و لزوم هماهنگی بین آنچه می گویید  و آنچه می کنید و آنچه واقعاً هستید. (خودت باش ) 

۶- لازمه کار با کودک داشتن ثبات عاطفی است. 

۷- لازمه کار با کودک شناخت و درک کودک است همانطور که هست. (اصل پذیرش)

۸- هر کودکی را با دیگری مقایسه نکنید، بلکه با خودش مقایسه کنید بدانید که بطور مطلق هیچ کودکی شبیه کودک دیگر نیست. (توجه کردن به اصل فردیت و یا تفاوتها و شباهتهای فردی) 

۹- در کار با کودک سعی نکنید نظرات خود را تحمیل کنید. اجازه بدهید حالا که او می خواهد بازی کند یا کتابی برای خواندن انتخاب کند، خود اسباب بازی و کتابش را انتخاب کند البته در چهار چوب قوانین و مقررات. ( اصل خود تصمیم گیری)

۱۰- سعی کنید با ایجاد فضای اطمینان بخش و اعتماد، رازدار و محرم اسرار کودک باشید.(اصل رازداری)

۱۱- در کار کردن با کودکان سعی کنید مساوات و عدالت را رعایت کنید. چنانچه کودکی زیبا آفریده شده یا از امتیاز دیگری برخوردار است. اجازه ندهید این گونه امور احساستان را تحت تأثیر قرار دهد و تبعیض قائل شوید و به او توجه بیش از حد معمول ابراز دارید. ( اصل مهار احساسات )

۱۲- بهترین روش ایجاد ( تقویت و تکرار رفتار مورد نظر ) تشویق است.

۱۳- از تنبیه  بدنی و سرزنش و خجالت دادن کودک جداً خوددرای کنید.

 ۱۴- هیچگاه به کودک نگویید حالا دیگر تو بچه نیستی، چون او بزرگ هم نیست و بدین تربیت با گفتن این جمله در او ایجاد اضطراب می کنید. به جای همه این حرفها بهتر است دلیل انجام دادن یا انجام ندادن کار را برایش توضیح دهید. 

۱۵- اگر کودکی کار نادرستی انجام داد، دلیل نادرستی آن کار را برایش توضیح دهید نه اینکه بگویید.(تو را دوست ندارم) و با این گفته در او ایجاد ناامنی و اضطراب کنید.

۱۶- سعی کنید همیشه  اسم کودک را با اسم کوچک و پسوند جان صدا بزنید.

۱۷-  در تماس بین خود و کودک سعی کنید فضایی ایجاد شود که کودک بتواند آزادانه احساسات خود را بازگو کند.


 

نوشته شده توسط مظلوم در جمعه چهارم آبان 1386 ساعت 23:25 موضوع روانشناسی کودکان | لینک ثابت


هشت هدیه برای کودکی که کمتر شما را می بیند

1- شام به عناون یک رویداد خانوادگی - شام دستجمعی
2- کتاب خواندن برای فرزندان
3- تماشای تلویزیون بصورت جمعی
4- گوش شنوای فرزندان باشید
5-اصل مهرورزی روزانه را فراموش نکنید
6- دیدگاه خو شبینانه مثبت و خوش بینانه به جهان را به آنها بیاموزید
7- به آنان کمک به دیگران را بیاموزید
8- احساس محبت بسیار به کودکان و حتی نوجوانان را از یاد نبرید


 

نوشته شده توسط مظلوم در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 ساعت 17:26 موضوع روانشناسی کودکان | لینک ثابت


کودکی که زندگی را با  تشویق  می‌گذراند......... اعتمادبه‌نفس  می‌آموزد

 کودکی که زندگی را با  انتقاد  می‌گذراند............. محکومیت   می‌آموزد

کودکی که زندگی را با  تحمل‌مشقات  می‌گذراند........ شکیبایی  می‌آموزد

 کودکی که زندگی را با  تحسین  می‌گذراند............ حق‌شناسی  می‌آموزد

کودکی که زندگی را با  کینه‌توزی  می‌گذراند....... ستیزه‌جویی  می‌آموزد

  کودکی که زندگی را با  حسادت  می‌گذراند...............نفرت   می‌آموزد

 کودکی که زندگی را با  ترحم‌بی‌خود  می‌گذراند.......... تأسف  می‌آموزد

  کودکی که زندگی را با  انصاف  می‌گذراند............. عدالت  می‌آموزد

کودکی که زندگی را با  تمسخر  می‌گذراند.......... شرمساری  می‌آموزد

 کودکی که زندگی را با  ترس  می‌گذراند.............. تشویش  می‌آموزد

  کودکی که زندگی را با  امنیت  می‌گذراند............... ایمان  می‌آموزد


 

نوشته شده توسط مظلوم در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 ساعت 10:13 موضوع روانشناسی کودکان | لینک ثابت


نکته های روانشناسی برای ارتباط بهتر با بچه ها

1.       هر چه یک طفل را بیشتر بغل کنند، در آغوش بگیرند، وقتی که بزرگتر شد احساس امنیت و استقلال بیشتری خواهد کرد.

2.       تجربه های اولیه جریانهای ایجاد شده در مغز را شکل می دهند. فهمیدن مفاهیم فضایی مثل داخل، خارج،عقب،زیر، رو برای تکامل مغز مهم است

3.       اگر بچه ها به هر چه می خواهند بلافاصله دست پیدا کنند، شکیبایی را نمی آموزند.

4.       اگر همه چیز همیشه بر وفق مراد بچه ها باشد، آنها تعاون را یاد نمی گیرند.

5.       اگر دیگران همه کارهای بچه ها را انجام دهند، فرصتی برای نشان دادن خلاقیت بچه ها     باقی نمی ماند.

6.       بچه ها اگر کمبود را احساس نکنند به خودکفایی نمی رسند.

7.       امروزه محققان تأیید می کنند نحوه کنش و واکنش شما با کودکتان و تجربیاتی که فراهم می آورید، بر تکامل و توانایی های یادگیری او تأثیر دارند.

8.       مواد معدنی موجود در بدن، مواد خام ضروری برای ایجاد اتصالات مغزی هستند. یکی از دلایل اینکه بعضی ازکودکان زودتر از دیگران سینه خیز و راه رفتن را می آموزند، این است که مواد معدنی مورد نیاز دوران رشد خود را زودتر می سازند.

9.       اگر نرون های مغز مرتبط با بینایی و مهارتهای جنبشی در سنین ابتدایی ورزیده نشوند، در بزرگسالی به قدر کافی شکل پذیر نخواهند بود و برای بسیاری از تجربیات، از نو متصل نخواهند شد.

10.    هل دادن اشیاء و بازیهای مرتبط به آن، به کودک احساس قدرت و توانایی می بخشد. این بازی ها، روش فوق العاده ای برای ایجاد اعتماد به نفس و هماهنگی در طفل محسوب می شوند.


 

نوشته شده توسط مظلوم در جمعه ششم مهر 1386 ساعت 21:47 موضوع روانشناسی کودکان | لینک ثابت